حاصل زندگیم

خاطرت ، داستانها ، پیشنهادات ، نصیحت ها و ... کلا من حاصل زندگیم

۲۳ مطلب با موضوع «تصمیم ها» ثبت شده است

The Happy Ending

این هم از پایان کاره "پایانه شاد"

گفته بودم که این قانون رو قبول کردم که خوشی و غم در زندگی حالت سینوسی داره

گاهی این حالت ناراحتی و بدشانسیش یه جوری در قعر فرو میره که ادم کم میاره

به لطف نظام مقدس و سیستم مقدس تره سربازی فشار روی من به حدی رسیده که کم آوردم

وقتی هم کم میارم ، خراب میکنم

یه چیزی رو میزنم میترکونم

یه بخشی از خودم رو نابود میکنم

قبلا هم این کارا رو کردم

و نتیجه اش هم مثبت بوده

این بار هم قربانی وبلاگم بوده

تا به حال هیچ وبلاگی نداشتم که اینقدر برام عزیز بشه که برای رهاییم از یه حس خیلی بد ، بزنم بترکونمش

این وبلاگ به اون حد رسید

الحمدالله

توی سربازی گفتن کارت خیلی خوبه و کارا رو بلدی درست انجام بدی

فرستادنم زیر دسته یک نفر که...

بچه ها اومدن بهم میگن ببین دهنت سرویسه (البته این مودبانه اشه)

و راست هم میگن

خلاصه امر اینکه اولا دیگه مثل قبل روزی هشت ساعت توی پادگان نیستم و احتمالا بیشتر میشه

و دیگه اینکه به حدی قراره اونجا کار کنم که وقتی رسیدم خونه به قبر اجدادم بخندم اگر فکر کار به سرم بزنه

بارش رحمت این نظام از سر ما کم نمیشه متاسفانه

و این در یکی از حساس ترین شرایط های کاریم هست

شرایطی که دارم تمام تلاشم رو برای برگزاری کلاس در دانشگاه تهران میکنم و از اون طرف سایتم رو صفایی میدم و غیره و غیره

به لطف عده ای شرایط مالی هم جالب نیست و هرچی هم که دارم باید برای این کلاسه سرمایه گذاری کنم به امید اینکه برگرده

همین دیگه

خدافظی

موفق باشید و این حرفا

وبلاگ حذف نمیشه چون میخوام بعدا بیام و بخونمش

اینم از آخرین : "یاعلی"

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲
نیما

بزن بریم

این چند وقت درگیر راه اندزای سایت و ساخت محصول و ... بودم شدید

ولی خوب این عدم تمرکز که بشترش حاصل از سربازیه اذیت میکرد

نتیجه اش این شد که هم سایت رو راه انداختم هم محصول رو ساختم هم فروش رو شروع کردم ولی خوب همه اشون نقص دارن و با هدف من فاصله دارن هنوز

یعنی اپدیت لازم دارن

به هر حال فردا رو مرخصی گرفتم که البته با یکی از دوستان باید برم بیرون تا ظهرش رو

جمعه هم که تعطیله و البته تا ظهرش رو با گروهی از دوستان قلمی (یعنی اهل قلم :-|) نمایشگاه کتابیم

ولی خوب بیرون رفتان با دوستان کجا و زخم بستر گرفت توی پادگان کجا :-D

ادم اینجوری کلی هم انرزی میگیره و قوی میاد سراغ کاراش

خلاصه که از امشب ما استرات رو زدیم که توی این دو روز بترکونیم

مطمئنم بعد از اتمام سربازی تا مدت های طولانی قدر زندگی ازادم رو خیلی بیشتر خواهم دونست

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نیما

مفسد فی الارض هستم 24 ساله از تلاویو

اموزشی یه خوبی داشت اونم اشنایی من با بچه های قوه قضاییه بود

مخصوصا شهروز

یه پسره 28 ساله ی با سواد و دوست داشتنی که برای دکتری امتحان داده بود و منتظر جوابش بود ، کتابش در مراحل پایانی برای چاپ بود و شعرهای نو خیلی خوشگلی هم میگفت

همونقدر که من از شخصتیش خوشم اومده بود اونم با من حال کرده بود و این صحبتا

نتیجه اینکه با هم نسبتا زیاد صحبت میکردیم

مخصوصا توی اردوگاه که چادرمون یکی بود و وقت ازاد رو بچه ها یا مشغول سیگار یواشکی کشیدن بودن یا چرت و پرت گفتن

بهش در مورد یه سری عقایدم و نوشته های وبلاگم گفتم

گفت حکمت مفسد فی الارض میشه

حداقل سه سال حبس ، حداکثر هم اعدام!

خلاصه امر

بعضی نوشته های قدیمی به مرور پاک خواهند شد

پی نوشت : سنم که کمتر بود فکر میکردم هر کس توی ایران میگه ازادی نیست بحثش یا حجابه یا مشروبه و ...

ولی عدم ازادی خیلی پایه ای تر از این حرفاست

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نیما

یک نقد مودبانه (خوبی ها)

دوستانی انتقاد کرده بودن که چرا نقدات مودبانه نیست

چرا توهین میکنی وقتی نقد میکنی

من هم قول دادم یه نقد مودبانه و الـــــــــــــبته منصافانه بنویسم در مورد جمهوری اسلامی

منصافه بودنش به اینه که خوبی هایی که به نظرم داره رو میگم و در عین حال بدی ها رو هم میگم و در نهایت میگم چرا مخالفم

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما

فرار ، فرار ، فرار

یه وقتایی ادم از خودش توقع یه چیزایی رو نداره

نشستم یه سایت رو طراحی کنم که سربازی تموم شد و اومدم سریع سایت بنده خدا رو بهش تحویل بدم

حالا ا صبح سر جمع سه ساعت وقت نذاشتم

جالبه که همین قدرم تقریبا کارش تموم شدا

خورده  کاری مونده

ولی بحثم اینه که چرا انقدر فرار میکنم یه وقتایی

میدونم که یه جایی یه عادت غلط ، یه فکر اشتباه ، یه انتخاب نا به جا ، یا یه همچین چیزی هست که باید حل بشه

به شخصه معتقدم که زندگی مثل دانشگاهه اگه مشکلی هست باید حلش کنی تا رشد کنی

مشکلی که پیش میاد داره بهت میگه چیا رو باید حل کنی که بتونی بری مرحله بعد ، مقطع بعد ، بتونی یه لِوِل بری بالاتر

میخوام توی همین روزا حلش کنم

هرچند بعدش دو هفته باید برم سرکلاس "چگونه علاف بگردید و زندگی خود را حرام کنیم" (سربازی) ولی خوب بلاخره که چی؟

اگه خدا بخواد ، به طور قطع همینکارو میکنم

خداروشکر به خاطر فرصت ها ، اطلاعات ، تفکرهای مثبت و درست

خداروشکر به خاطر همه چیز

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما

هدیه سوم (و شاید حتی چهارم)

قبل از هر چیز

خوب قاعدتا قبل ازهرچیز که سلامه

سلام

نه حالا ، بعد از سلام و قبل از باقی چیزا

گفته بودم که یه پست در مورد اخر سال 96 میذارم و گفته بودم کسایی که قانون جذب و ... مطالعه دارن میدونن دلیلش چیه و اینا

نوشتم ولی نذاشتم ، پیشنویس نگه داشتم برای خودم

گفتم در جریان باشید و از شدت کنجکاوی بیخوابی نگیرید یه امشبو راحت بخوابید لا اقل:-D

حالا بریم سر اصل مطلب

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
نیما

گزارش سال 95

سال 95 سال خوبی بود شکر خدا

توی  سال 95 من لیسانس رو گرفتم و بلاخره از دوره دانشجویی خارج شدم

چندین پروژه مختلف توی حوزه کاریم انجام دادم و بعد از سالها مطالعه یه مقدار وارد حوزه کار عملی شدم و در نتیجه به مهم بودن کار در برابر مطالعه بیش از قبل پی بردم

توی سال 95 پیگیری بحث های سربازی رو کردم و بلاخره اسفند ماه اعزام شدم تا این دوره رو هم زودتر شروع کنم که زودتر هم تموم بشه بره پی کارش

توی سال 95 بلاخره ازبین این همه ایده ای که توی دفتر ایده هام نوشتم یکی رو برای اجرا انتخاب کردم

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نیما

عید هرسال

دوسه سالی هست که ، قبل از اینکه سال نو بشه من میشینم و مینویسم که سال اینده ام چجوری خواهد بود

یه جوری که انگار سال تموم شده و دارم مینویسمش

اهداف و ارمان ها و ... رو میارم رو برگه به این شکل

ولی برای اینکه یه حالت طبیعی داشته باشه ، میام و اول واسه سالی که گذشته رو مینویسم که با همون سبک واسه سال اینده رو بنویسم

یعنی اول یه خاطره مینویسم که سال گذشته چه حرکتایی زدم و چه تغییرایی کردم و به کجاها رسیدم و از کجاها رفتم و ...

بعد میشینم همینو واسه سال اینده مینویسم

حالا باید امسال هم همینکارو بکنم

احتمالا وبلاگیش کنم

به مناسبت تقریبا یکسالگی وبلاگن

البته تاریخ دقیق اولین پست ثابت وبلاگم اینه "۱۳۹۵/۰۲/۲۵ ۰۹:۰۹"

پس یه سه ماهی تا یه سالگیش مونده بچه ام

ولی خوب به هر حال در راستای تحول دوران کاغذی و گذر به عصر دیجیتال اینگونه میکنیم

عرضم به خدمتتون که یه چندتا پستم تو اب نمک دارم که به مرور میذارم

امسال عید قراره بریم مسافرت و بنده کلی ماتم گرفتم چون خونه نشینی رو ترجیح میدم

ولی خوب در عوض کلی مطلب اموزشی جمع کردم و خریدم که توی این مدت مسافرت ببینم و مستفیض شم

به سفارش دکتر میم عکس هم خواهیم گرفت به امید خدا

شماها هم بگیرید دکتر میم میخواد گراز طلایی بده :-D

نمیدونم چیه ولی میخوامش :-D

خلاصه که در روزهای پایانی مرخصی میان دوره ام ، نمایشگاه عکسی راه میندازیم در همین وبلاگ تا ببینید و حالشو ببرید به امید خدا

خداروشکر بابت این سال خوب و این روزهای خوبتر

یاعلی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نیما

تجربه زدن زن مسلمان در ملا عام

یک سری ویدیو هایی داخل یوتیوب هست به اسم PUBLIC EXPERIMENT و به معنی تجربه اجتماعی یا عمومی یا همگانی (یه همچین چیزی)

ماجراش هم به این شکل هست که در واقع میان و یک نمایشی رو داخل کوچه و خیابون و کلا جایی که مردم عادی رفت و امد میکنن ، اجرا میکنن و یه گوشه ای هم یه نفر فیلم میگیره تا ببینن عکس العمل مردم نسبت به عوامل مختلف چیه

بعد یکی از این ویدیو ها این بود MUSLIM WOMAN BEATEN IN PUBLIC EXPERIMENT یعنی ضرب و شتم زن مسلمان در قالب تجربه اجتماعی

بخش اول ویدیو کتک زدن زن در ملا عام(برای رفتن به منبع ویدیو در یوتیوب کلیک کنید)

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما

رژیم 21 روزه ذهن

بلاخره بعد از مدتها که برنامه ریزی طولانی مدت نمیکردم (چون تجربه بهم ثابت کرده بود انجامش نمیدم) یه برنامه بیست و یک روزه ریختم و انجامش دادم

برنامه 21 روزه من در واقع رژیم 21 روزه برایان تریسی بود

البته منظورش از رژیم آب کردن چربی دور شیکم نیست (که من بهش شدیدا نیاز دارم)

منظورش یه رژیم فکری هست که بتونیم بهره وری رو بالا ببریم

همینطور توی هدفگذاری و ... کمک میکنه

رژیم بیست و یک روزه برایان ترسی(با کلیک روی تصویر میتونید ویدیو رو در یوتیوب ببینید)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما