حاصل زندگیم

خاطرت ، داستانها ، پیشنهادات ، نصیحت ها و ... کلا من حاصل زندگیم

۱۶۴ مطلب با موضوع «روز نویس ها» ثبت شده است

این روزها

این روزها که شدیدا درگیر مچ کردن خودم با شرایط جدید هستم ، همه ساعت هام یه جورایی با خستگی میگذره

یعنی از صبح خوابم میاد تا خود شب

کلا همه اش خوابم میاد

وقتی هم توی لالالند (اتاق عقیدتی توی پادگان که به دلیل خواب زیاد لالالند یا سرزمین لالا کردن نام گذاریش کردم :-D ) هستم بیشتر ازچرت نمیشه پیش رفت چرا که یهو سرهنگ سر مبارک رو میندازه پایین و با شاخ میاد تو در و و خوب درست نیست ادم بگیره جلوی رئیسه رئیسش بخوابه

حالا جلو رئیس مشکلی نداره چون رئیسه خودش از من بدتره :-D

هیچ مدله هم دست نمیشه انگار

این پکه هم پدر منو در اورده

هی باگ هی باگ

البته به امید خدا درست میشه ، شکی نیست ولی خوب خستگی میاره دیگه

کلا اوضاع خوب است و شما هم باور کنید چون دارم راست میگم

اونجا هم به پست یه سری دوستان باحال و دوست داشتنی خوردیم که خیلی هم به من لطف دارن و در حال حاضر من به عنوان بهترین سرباز عقیدتی شناخته میشم 

نشون به اون نشون که امروز سرهنگ و سروان ها با هم رفته بودن ورزش صبح گاهی بعد یه گوشه پادگان گل محمدی پیدا کرده بودن و مثل انسانهای متمدن کنده بودنشون :-|

سروانی که بالاسری منه جیبشو پر کرده بود اومد ریخت تو چایی ، امیدوارم در مواقعضرورت چیز دیگه رو تو جیبش نمالیده باشه :-D

البته ما که شکر خدا چایی رو نخوردیم ولی دلم برا بقیه میسوزه 

حالا تاینو میخواستم بگم که سرهنگ گلی که کنده بود دستش بود بعد اومد اونجا ما سربازا همینجوری پیش هم وایستاده بودیم سرهنگ اومد جلو گفت وایستا ببینم کی از همه گلتره اینو بدم بهش و خوب همونطور که منطقی هم هست دادش به من :-D

یعنی در این حد سرباز گلیم

بعد دیگه بچه ها هم رفتن برا خودشون کندن :-| خیلی حرکن زیبایی بود واقعا

خلاصه اینروزا اینجوریاس

میخواست راجع به بیماری هاری خری صصحبت کنم ولی حسش نبود

در این حد بگم هاری خری بیماری هست که بر اساس گازگرفته شدن مغز توسط خر اتفاق میافته ومن از خودم درش اوردم :-D

و بررسی کنم ایا کسانی که دلایلی مثل ازدواج و سفر به خارج یا کار مانعشون نیست ولی بازم سربازی میان ایا این بیماری رو دارن یا نه

حسش نبود دیگه خلاصه

در ایام جشن هستیم ، اون هم جشن های خیلی تو هم تو هم

خیلی تو هم توهم بهتون خوش بگذره

یاعلی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما

به یاد آن شش نفر

شش سرباز در مرز مردند

شش سربازی که پارتی نداشتن تا جای بهتر بیافتن

هرکس ذره ای به تاثیر مستقیم پارتی در محل سربازی شک داره قطعا داخل پادگان نیومده چون اصلا روز اول خودشون میپفتن هرکی پارتی داره این قسمت وایسته و هرکی نداره اونور وایسته

شش سربازی که ماه های قبل هر توهین و فحش داد و بیدادی شنیدن تا "مرد" بشن

اخه میدونید چیه؟ نه حضرت علی به اندازه مسئولین ما دلسوز بود تا با عربده و فحاشی جوون ها رو مرد کنه

و نه پیامبر به ذهنش رسیده بود که با چرت و پرت گفتن و عربده کشی و فحاشی میشه مرد بار اورد

حضرت علی هم مرد نبود چون پیامبر که فرماندهش توی جنگ ها بود سرش عربده نمیکشید و سرش داد نمیزد

اما حسن و امام حسین و ... هم همینطوری بودن

اینا همه افسانه ان اصلا

منطقی نبودن

علمشو نداشتن

شش سربازی که پدر مادرهاشون نمیفهمیدن نباید توی یه کشور عقب افتاده با یک نظام مریض بچه دار شد

چ پسر چ دختر هر دو ضربه میخورن

شش سربازی که با ارزوی یه زندگی ازاد رفته بودن تا بتونن حقوق اولیه به عنوان یه شهروند ازاد رو داشته باشن

ماشین برونن و سند به نام بزنن و ...

شش سربازی که میخواستن مثل یه ادم معمولی زندگی کنن رفتن و در ارزوی زندگی "عادی" مردن

شش مردی که از خیلی از اقایون و اقازاده ها مرد تر بودن

دیروز شش مرد لب مرز ایران مردن

شش نفر با فکر کار ، عشق ، فرزند ، ازادی راه رفتن در خیابون های پر ریزگرد و الاینده ، جون دادن

دیروز یک نقطه سیاه دیگه هم به کارنامه نظام وارد شد

"و نمیشونود حرف حق را ، انان که شکمشان از حرام پر شده است" (مراجعه بشه به سخنان حضرت امام حسین ع در کربلا)

از صمیم قلب دعا میکنم هرکس درد نهفته در این متن رو نمیفهمه ، به دردی مشابه مبتلا بشه تا دفعه دیگه هر غلطی که در این کشور اتفاق میافته رو با منطق بی منطقیش توجیه نکنه

منبع :

http://www.presstv.ir/DetailFa/2017/04/26/519580/Iran-border-guards-Sistan-and-Baluchestan

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نیما

98

اول از همه اینکه من همین تهران افتادم

جاش بماند

خیر سرمون گفتیم که اطلاعات نظامی رو لو نخواهیم داد :-| حالا انگار چ اطلاعاتی داریم :-D

بعد اینجا که من افتادم دو سه روز اول میرفتیم از ساعت هفت میشستیم توی لابی تا ساعت 2 بعد میگفتن خوبه دیگه برید :-D

به همین صراحت

یعنی کلا سرکاری بود ، حالا تازه اوضاع ما خوب بود یکی از بچه ها رو امروز دیدم میگفت من هنوز "ول در یگانم"

ول در یگان همونطور که از اسمش پیداست فردی هست که هنوز تکلیفش روشن نشده و در یگاه ول میچرخه :-D

خلاصه بعد چند روز مارو بردن و ازمون عقیدتی گرفتن ، از 100 نمره بود من شدم 98

بالاترین نمره شدم :-D

هر کس ازمون میداد از اتاق میرفت بیرون و نفر بعدی میومد

من که ازمون دادم دیگه نذاشتن از اتاق برم بیرون گفتن تو دیگه از خودمونی بشین همینجا

خلاصه اینگونه شد که من با این روحیه انقلابی شدم عقیدتی سیاسی

حالا عقیدتیش خوبه ولی اخه سیاسی اخه؟!

عقیدتی چندتا اتاق داره یکیش پر اسناد مهمه

بعد تو این اتاق هیچکس نیست به جز یه سروان ، منو انداختن کنار اون :-|

این اتاقه نباید هیچوقت خالی بشه تا اگر چیزی کم و کسر شد خِر اونی که تو اتاق بوده رو بگیرن

این جناب سروان ما هم صندلیشون میخ داره ظاهرا ، نمیشینه سر جاش

من هفت صبح تا دو بعد از ظهر تو انفردایم انگار ، لامصب اخرش زخم بستر میگیرم :-D

والا کار نداریم که همهاش نشستیم همینجوری تا دو بشه

من دیگه اونجا برنامه میریزم میام خونه عملیش میکنم

فلش کارتم میبرم ، چهار سری فلش کارت زبان دارم فردا اولیش تموم میشه :-| یعنی در این سطح از بیکاری به سر میبریم

امروز سروان هم نبود ، هی دست میذاشتم رومیز میخوابیدم بعد دستم خواب میرفت خودم پا میشدم رو اون یکی دستم میخوابیدم :-D

انقدر در پوزیشن های مختلف خوابیدم دیگه خسته شده بودم

گفتم در جریان باشید به عنوان یه سرباز دارم به مملکتم " خدمت " میکنم و قدردان چرت ها و زبان خوندن هام هم باشید

قدر دان مسئولین هم باشید که روزانه میلیاردها دارن هزینه میکنن تا سرباز ها رو اموزش و سازمان دهی کنن

سپاااااااااااااااااس جناب ها (سربازی رفته باشید متوجه منظور این نوع سپاس میشید)

خلاصه اینجوریاس

اوضاع از اموزشی خیییییییییییییییییییییییییییییییییییلی بهتره

کارا پیش میره

به امید خدا اخر هفته اولین بخش پک آموزشیم رو  تموم میکنم و داخل هفته اینده توی فرانش انتشار میدم

سایت خودم هم میاد بالا و نسخه فیزیکیش هم توی سایت خودم میفروشم و ادرسشم میذارم

کنارش یه پروژه دیگه هم هست که درگیرشم که قبلا در موردش صحبت کردم و سایت سرخابی هست

فعلا کارا همیناس

به علاوه تمرین رانندگی دیگه

گواهی گرفتم و ابروی هرچی گواهی نامه درا هست بردم :-D

شطرنجیم کنید

برم شام بخورم

دعا کنید توش شیشه نباشه :-D

روزگارتون پر از خنده حلال

یاعلی

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
نیما

قققققــِــرچ

من عاشق آبگوشتم

دیشبم شام ابگوشت داشتیم

لقمه اول رو زدم دیم یه چیزی "قققققــِــرچ" صدا داد

گفتم سنگه ، یه گاز دیگه ، "قققققــِــرچ"

لابد باقی سنگس که دفعه اول خوردش کردم ( :-D )

اقا سومی رو هم زدیم ، بازهم همون "قققققــِــرچ"

گفتم استخونه لابد

اقا به حول قوه الهی قورتش دادم رفت پایین

رفتم سراغ لقمه بعدی و باز هم همون "قققققــِــرچ" مسخره

گفتم بذار سنگه رو در بیارم به مامان بگم دیگه این دفعه شاهکار کردی

اقا در اوردم دیدم این سنگ نیست که

ظاهرا جنس گوسفندش خیلی خورده شیشه داشته :-D

توش شیشه بود :-|

حالا چجوری شیشه رفته بود اون تو رو نمیدونم ولی خلاصه ما شیشه هم خوردیم

خواستم بگم در جریان باشید که با همچین موجودی طرفید

من و از احمدی نژاد نترسونید :-D  من پوست کلفت تر از این حرفام

حالا باحالیش اینه الان هم نشستم دارم باقی همون گوشت کوبیده رو میخورم :-D

تا "قققققــِــرچی" دیگر خدا نگهدار

پی نوشت : بخ مدت حدود 72 ساعت قرار بود که رای رو سفید نندازما

گفته بودن محمود جونم داره میاد

عشقم رو رد صلاحیت کردن

میخواستم بهش رای بدم ، به نظرم راحت توی هر سال یک دهه از عمر جمهوری اسلامی کم میکنه :-D

خیلی دوستش دارم

صد و بیست سال عمر پر ذلت کنه :-D

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نیما

مفسد فی الارض هستم 24 ساله از تلاویو

اموزشی یه خوبی داشت اونم اشنایی من با بچه های قوه قضاییه بود

مخصوصا شهروز

یه پسره 28 ساله ی با سواد و دوست داشتنی که برای دکتری امتحان داده بود و منتظر جوابش بود ، کتابش در مراحل پایانی برای چاپ بود و شعرهای نو خیلی خوشگلی هم میگفت

همونقدر که من از شخصتیش خوشم اومده بود اونم با من حال کرده بود و این صحبتا

نتیجه اینکه با هم نسبتا زیاد صحبت میکردیم

مخصوصا توی اردوگاه که چادرمون یکی بود و وقت ازاد رو بچه ها یا مشغول سیگار یواشکی کشیدن بودن یا چرت و پرت گفتن

بهش در مورد یه سری عقایدم و نوشته های وبلاگم گفتم

گفت حکمت مفسد فی الارض میشه

حداقل سه سال حبس ، حداکثر هم اعدام!

خلاصه امر

بعضی نوشته های قدیمی به مرور پاک خواهند شد

پی نوشت : سنم که کمتر بود فکر میکردم هر کس توی ایران میگه ازادی نیست بحثش یا حجابه یا مشروبه و ...

ولی عدم ازادی خیلی پایه ای تر از این حرفاست

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نیما

شب بخیر فرمانده

اردوگاه هم رفتیم و اومدیم

آموزشی تموم شد

خسته ام

حس و حال ندارم اصن

در روزهای اینده هم کامنت های دوستان پاسخ داده میشه هم میام بببینم چ خبرا ازخودتون

فعلا برم ریکاوری

یاعلی

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما

نماینده دریافت زرشک طلایی هستم :-D

عکسا رو خواستم ادیت کنم ولی حسش نبود

در ضمن وقتی شروع کردم به مرور عکسا دیدم ای بابا اینا که 70 درصدش منم که

طبیعتش کو پس :-D

قبل از قرار دادن یه نکته مهم هم بگم اونم اینکه من تا 28نیستم و ایشالا حدود 29 اماده دریافت جایزه زرشک طلاییم هستم

تا اون موقع جایزه من رو مصادره نکنید میام میگیرم خودم :-D

اِنی وی

این از عکسای ما

(سه تا عکس اول برای مسابقه دکتر میم ارسال شدن )

عکس اول مسابقه :

عکس دوم مسابقه :

عکس سوم مسابقه :

باقی عکسها :

ایشونقرار بود یه چشمه اب خیییییییلی خوشگل باشن که از دل کوه بیرون اومده ولی اینگونه شد که میبینید :-|

این یکی هم خیابون های روستای این بنده هست که گفتم قطعا برای دیدن این خیابون ها خارق العاده ی خاص با معماری زیبا دست و سر خواهید شکست (والا واسه همچین عکس بی معنی چه کپشنی بذارم اخه :-D)

۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما

جهنم ، جهنم ، ما داریم ، میاییم

دارم میرم جهنم

میخواستم عکسای سفر رو هم بذارم ولی احتمال زیاد جمعه میام مرخصی و اون وقت میذارم

چون یه مقدار ادیت میخواد

عکس بعضی ادما توش هست که شاید خوششون نیاد و باید صورتاشون تغییر و تحول بدم

خلاصه ما رفتیم مجددا آموزشی

اگه جمعه اومدم که خوش اومدم :-D همون موقع هم عکسا رو میذارم

اگرم جمعه نیومدم که دیکه کم سعادتی شما بوده دیگه ، برید ببینید چه کار بدی کردید

ته تهش هم دو هفته دیگه خونم

اگر بازداشت نشم یه وقت :-D آدرس وبلاگم بیاد دستشون بازداشتم

حالا فعلا این عکسو داشته باشید

با عنوان " رهق در مه" (البته شب مه خییییییلی بیش از این حرفا شد توری که چند متر جلوترت رو نمیدی)

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نیما

آرزوی منه شگفت انگیز

"منه شگفت انگیز" یا "منه ارمانی" خیلی وقته که آرزومه

خیلی هم چیز دور از دسترسی نیست به نظرما

ولی خوب دیگه...

تنبلی شاید

شاید هم عدم واقف بودن به واقعیت ها

در نگاه اول (برای خودم) منه شگفت انگیز چندین ویژگی داره ولی در واقع اینطور نیست

منه شگفت انگیز کسیه که شدیدا تمرکز داره

به دلیل تمرکز فوق العاده اش میتونه از وقتش بهینه استفاده کنه و وقت تلف نکنه و روی احساساتش هم تسلط بیشتر داشته باشه

در واقع اصلی ترین عاملی که منه شگفت انگیز نصبت به منه معمولی داره اینه که تمرکزش خیلی بالاست

همین

سر همین دیگه هم نمازش رو درست میخونه ، هم وقتش رو درست مدیریت میکنه ، هم روی احساساتش کنترل بیشتری داره(با داشتن تمرکز دیگه شما میتونی ترس و استرس و ناراحتی و ... رو خیلی بهتر جمع و جور کنی)

منه شگفت انگیز خیلی وقته آرزوی منه

البته راستش رو بخواید شاید چند سال پیش همین الانم منه شگفت انگیز محسوب میشد

از خدا پنهون نیست از شما چ پنهون که وقتی بهش فکر میکنم همینطور هم هست

کسی که تو زمینه کاری خودش در حد حرفه ای محسوب میشه و سرعت رشدش در مقایسه با (جایگزیش کردن با کلمه "نسبت" به خاطر خانم واران :-D ) هم دوره ای هاش خیلی بالا محسوب میشه

کسی که در زمینه های دینی و شناخت خودش (تا حدودی روانشناسی ولی در حد شخصی نه متخصص یا حتی دانشجو روانشناسی) حرفی برای گفتن داره

کسی که زندگیش در گرو احساسات نیست و با منطق پیش میره هرچند که احساسات هم کرم خودشون رو میریزن

خلاصه که این خیلی امید بخش هست که یک بار به منه شگفت انگیز رسیدم

ولی این یکی منه شگفت انگیز که این روزها یا بهتره بگم این سالها توی سرم میپرورونم خیلی خاص تره

خیلی شگفت انگیز تر

من عاشق منه شگفت انگیزم

امیدوارم هرچی زودتر بهش برسم

به امید خدا

یاعلی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نیما

اینه قدی

بهتر از این آهنگ اینه قدی مهدی یراحی هم اهنگ داریم؟

یه کوچولوشو هم میتونید اینجا گوش کنید محض تست

یه کم از متن اهنگ ایجا بخونید:

(هر دو تصویر مستقیما از خود سرورای بیپ تیوز لود میشه)

پی نوشت:

آلبومش در کل به نظرم ضعیفه ولی تِرک "اینه قدی"ش فـــــــــوق العاده اس

حرف نداره

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نیما