حاصل زندگیم

خاطرت ، داستانها ، پیشنهادات ، نصیحت ها و ... کلا من حاصل زندگیم

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

The Happy Ending

این هم از پایان کاره "پایانه شاد"

گفته بودم که این قانون رو قبول کردم که خوشی و غم در زندگی حالت سینوسی داره

گاهی این حالت ناراحتی و بدشانسیش یه جوری در قعر فرو میره که ادم کم میاره

به لطف نظام مقدس و سیستم مقدس تره سربازی فشار روی من به حدی رسیده که کم آوردم

وقتی هم کم میارم ، خراب میکنم

یه چیزی رو میزنم میترکونم

یه بخشی از خودم رو نابود میکنم

قبلا هم این کارا رو کردم

و نتیجه اش هم مثبت بوده

این بار هم قربانی وبلاگم بوده

تا به حال هیچ وبلاگی نداشتم که اینقدر برام عزیز بشه که برای رهاییم از یه حس خیلی بد ، بزنم بترکونمش

این وبلاگ به اون حد رسید

الحمدالله

توی سربازی گفتن کارت خیلی خوبه و کارا رو بلدی درست انجام بدی

فرستادنم زیر دسته یک نفر که...

بچه ها اومدن بهم میگن ببین دهنت سرویسه (البته این مودبانه اشه)

و راست هم میگن

خلاصه امر اینکه اولا دیگه مثل قبل روزی هشت ساعت توی پادگان نیستم و احتمالا بیشتر میشه

و دیگه اینکه به حدی قراره اونجا کار کنم که وقتی رسیدم خونه به قبر اجدادم بخندم اگر فکر کار به سرم بزنه

بارش رحمت این نظام از سر ما کم نمیشه متاسفانه

و این در یکی از حساس ترین شرایط های کاریم هست

شرایطی که دارم تمام تلاشم رو برای برگزاری کلاس در دانشگاه تهران میکنم و از اون طرف سایتم رو صفایی میدم و غیره و غیره

به لطف عده ای شرایط مالی هم جالب نیست و هرچی هم که دارم باید برای این کلاسه سرمایه گذاری کنم به امید اینکه برگرده

همین دیگه

خدافظی

موفق باشید و این حرفا

وبلاگ حذف نمیشه چون میخوام بعدا بیام و بخونمش

اینم از آخرین : "یاعلی"

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۲
نیما

دیگه جونی به آدم میمونه؟

نه دیگه انصافا

نمیمونه دیگه

اه اه اه

کلی روز میزنی پدر خودتو در میاری یه theme رو برای طرف ترجمه میکنی

بعد سایتش رو تحویلش میدی میگه این خوشگل نیست

خوب روز اول کور بودی؟ وقتی تم رو نشونت دادم و گفتم سایتت این شکلی میشه ، خوبه؟

گفت بله شما کار رو شروع کنید!

مرض

درد

خوب من کلی وقت گذاشتم

روزی 10 ساعت رو که توی اون جهنم طی میکنم ، بعد که فرار میکنم و میام خونه به جای استراحت باید بچسبم به هزار تا کار

مثل سگ کار میکنیم تا بوق شب آخر سرم یکی میاد اینجوری...

همه خستگی کار رو به تن آمد میزارن دیگه خداییش

خوب الان هرچی به من دادن هزینه هاست و خرید تم و ... شد

سود هم که هیچی کلا

مسخره شمام مگه اخه

یه مشت حال به هم زن

خوب من حساب وا کرده بودم رو اون لعنتی

میخواستم تبلیغ کلاسم رو بکنم

میخواستم یه دوربین بخرم که کلاسای بعدی رو ضبط کنم و نخوام یه بار حرفا رو سر کلاس بگم یه بار خونه ضبطش کنم

بعد مردک پولو که نمیده هیچ جواب تلفنو هم به زور میده!

اعصاب ادمو به هم میریزن

خیلی زندگی مفرحی دارم در حال حاضر که اینا همین کار رو هم به آدم زهرمار میکنن

البته خداروشکر میکنم ، همینم خیلی خوبه

خوبه که از بین سه تا پروژه لااقل یکیش فقط اینجوری گند در اومد

خوبه که سالمم

خوبه که همون جهنم که 10 ساعت (8 ساعت داخل پادگان دو ساعت هم رفت و برگشت)از روزم رو میگیره لااقل توی بیابونی ، مرزی جایی نیست

خوبه که لااقل نون شبم وابسته به این پولا نیست که با لوس بازیا و بی منطق بازیای یه عده بدبخت شم

خوبه که بازم میشه به هر شکل جلو رفت و جبران کرد

خداروشکر

ولی پشت دستمم داغ میکنم دفعه دیگه با مشتری طوری حرف میزنم و قرار داد میبندم انگار عقب افتاده اس

دور جون اکثریت ، یه عده واقعا عقب افتاده ان

لطفا مشتریای دِهاتی برای پروژه پیش من نیان

مرسی اَه :-D

این روزا میگذره

دعا کنید همگی دست جمعی موفق باشیم

یاعلی

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نیما

404

404 اُمین پست بلاگم نیست

نخیر

404 یه ارور توی دنیای وب محسوب میشه

وقتی شما ادرس یک سایت رو باز مکنید و اون ادرس وجود نداره ، ارور 404 : Not Found (یعنی 404 : پیدا نشد) بهتون داده میشه

از اون طرف ، به هر فولدر و ویدیو و مرورگر و چیزی که توی ویندوز باز میکنید یک Window یا پنجره گفته میشه

یه مدتی بود "خورشید" از وبلاگ پنجره پیداش نبود

خوب از معدود وبلاگ هایی هست که هرچی میذاره رو میخونم چون ساده و دلنشینه

یه روز یهو به سرم زد : راستیا چرا پنجره دیگه اپدیت نمیشه؟

ذهنم همینجوری دومینو وار رفت سمت کلمه 404

گفتم در جریان باشید بلاگر گمنام بیان هم چه مطالبی رو مطالعه میکنه :-D

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
نیما

ماجراهای زندگی

خیلی طول کشید با این قضیه سینوسی بودن خوشی و غم ، پیروزی و شکست و این حرفا توی زندگی کامل کنار بیام

همین قانونی که میگه نمیشه یه ریز هم حال کنی و موفق باشی و اینا

یه جاهایی هم شسکت میخوری و همینه که هست

چاره ای هم نیست ظاهرا

موندم چقدر طول میکشه با این قضیه درک ناپذیری دنیا و ادماش کنار بیام

توی حرف نه ها ،توی عمل ،خیلی سخته

انگار هییییییچ بنی بشری رو نمیشه گفت بد یا خوب

حتی خود ادم ، خیلی واقعا

ادم نتونه در مورد خودشم نظر بده

یهو یه شرایطی پیش میاد خودت خودت رو شگفت زده میکنی ،مگه میشه؟

میدونم قضیه به ضمیر ناخودآگاه و این داستانا بر میگرده ولی انگار یه نفر ادم دیگه اس که توی ذهن آدمه داره تصمیم میگیره

خیلی خفنه جدا

حالا اتفاقی نیافتاده البته

ولی همینجوری یهو شگفت زده شدم :-D

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
نیما

افکار بسیار غیر منسجم

یکی از مشکلاتی که پسرای خوشگل دارن ، اینه که دخترایی که ازشون خوششون بیاد اعتماد به نفس کافی واسه ابراز علاقه بهشونو ندارن

خداروشکر ما در طول زندگی هر دختری هر حسی داشته با راحتی ابراز کرده بهمون , هیچ مانعی نبوده :-D

یعنی میخوام بگم نیمه پر لیوانو ببینید :-D

*********

مشهد رفتم سوال پرسیدما

یارو خیلی حرفه ای بحث میکرد ، آخوند به درد بخوری بود ، دمش گرم

خدایی میخواید از جمهوری اسلامی هم دفاع بکنید اینجوری بکنید

بنده خدا در طول بحث فهمید چند تا چیز رو بهش اشتباه گفتن

یه سری احادیث رو میگفتن اینجوریه متنش من مخالفت کردم و سر حرفم مودنم

رفت دید ، من درست میگفتم

ولی نهایتا از این در وارد شد که اصلا جمهوری اسلامی جزو دسته قیام ها محسوب نمیشه

که بخوایم ببینیم حرومه یا نیست

حرفشم منطقی بود

باید برم بیشتر بررسی کنم ببینم درست گفته یا نه

حیف اونجا نموندیم

******************

توی پادگان شدم هم اتاقی شایان

یه پسر 26-27 ساله تپل با خلق و خوی عصبی و همیشه ناراحت

از اینا که وقتی از بدبختی و مشکلاتشون تعریف میکنن انقدر بالاحل تعریف میکنن که از دل درد میافتی رو زمین

مثل اقای همساده میمونه

خودشم خنده اش گرفته بود در این حد خاطره اش باحال بود

خواستم برا رفیقم تعریف کنم دیدم نمیتونم به اون باحالی تعریف کنم

خودش خوب میگفت

*******************

ستوان دو شدما

یه احترامی یه پاکوبیدنی یه چیزی بابا

الله اکبر

بدم همه اتون بازداشت کنن :-D

دستگاه کپی خراب شد هرچی زور زدیم کسی نیومد درست کنه

منم همه فایلا رو اسکن کردم بعد پرینت گرفتم

به دلیل جدیت در امور محوله و خلاقیت بهم دو روز مرخصی تشویقی دادن :-D

******************

پادگان سیستم Paperless اضافه کرده که برای حذف کاغذ بازی به کار میره

باهاش از قبل اشنا بودم و خودم توی یه شرکتی عضوی از یه تیم بودم که پیپر لس مینوشتیم

به هر حال

الانم تا اومد توی ارتش فهمیدن من بلدم منو کردن مسئولش

حالا این با اونی که ما ساختیم فرق داره خوب

حدود یک ماهه دارم نامه ها رو اشتباه میفرستم دیروز تازه فهمیدم :-D

یعنی یه گندی زدم که به قول داداشم جاش میشه :-D

دهنمون سرویسه

لو بره فک کنم به جای 21 ماه باید 42 ماه برم خدمت

رئیس روسا هم پوستون کنده اس ایضا

******************

یه بار توی اتوبوس دستمو کرفتم به میله اتوبوسه یه کم رنگش ریخت

موقع پیاده شدن حلالیت طلبیدم 

یعنی میخوام بگم حق الناس برام مهمه

کپی رایت هم که دیگه همه اتونو باهاش روانی کردم دیگه

نمیگم نترسید :-D

من با این تفکرات اونجا به خاطر اینکه به نظرم کل سیستم نامردیه کلا عین خیالمم نیست این حرفا

به قول حاج مهدی به هیچ جام نیست (بی تربیت :-D )

بعد ستوانه که رئیسمه اومده میگه میخوام وام بگیرم و میخوام شناسنامه ام رو یه جورایی جعل کنم

در حالت معمول یه منبر دو ساعته برا طرف میرم و بهش ثابت میکنم که با همین وام یه سربی تو حلقش میریزن که از تو نافش بزنه بیرون

ولی با توجه به پیش فرض های مسئله ، براش جعل کردم :-|

یه جوری جعل کردم خودش باورش شده بود اسمش امیر سوری هست و سال 89 زنش رو طلاق داده :-D

ولی وامه رو گرفت انصافا

********************

نشستم تو پادگان پست های سایتم رو مینویسم 

شایان میگه یه کم پاشو کور شدی لامصب

4000 کلمه نوشتم 

حرفه ایاااااااااااا ، خودم دندونام ریخت

نمیدونستم همچین پتانسیلی دارم

*******************

یعنی یه عده توی بحث های کاری ادم رو از کار کردن سیر میکنن

اه اه اه

بیشعور

تقصیر منه که ارزون میگرم ازشون

سایت زدم براش میگه پست هامم بذار دیگه من که نمیدونستم پست گذاشتن جدا از طراحی سایته

میگم خوب جداه دیگه اون مبلغ برای طراحی سایت بوده

میگه مثل اینه که من یه ماشین از شما خریدم شما قطعات رو دادی به من میگی اسمبل کن ، من بلد نیستم که

میگم من سایت کامل دادم به شما ، تازه فایل های ویدیویی اموزش کار با سایت رو هم رایگان دادم بهتون

مثل اینکه بری ماشین بخری بعد بگی من بلد نیستم بنزین بزنم بیا هر دفعه برام بنزینم بزن

بچه پررو

*******************

یه پسره دیگه هم هست اسمش مجیده

بهش میگن عذا حروم کن

این اندازه شایان تپل غذا میخوره بعد نصفه منه:-|

دوستانی که من رو دیدن میدونن نصف من بودن یعنی چی

بهش میگن تو غذا نخور دیگه وقتی میخوری چاق نمیشی فقط غذاهه حروم میشه :-D

حالا کاری ندارم به این حرفا

پسر خیلی خوبیه

راننده سرهنگم هست

فردا به هوای تعمیر مانیتور میخوایم بپیچیم اگه بشه

فک کن با لباس ارتش میخوام برم دم محل کار قبلی

کوی دانشگاه تهران :-D

نزدیک تیر ماهم هست به مناسبت سالگرد کشته های کوی دانشگاه منو از بالا ساتخمون نندازن پایین خوبه :-D

********************

اولین افراد داخل سایتم عضو شدن

احساس میکنم بچه دار شدم

5 قولو :-D

اصنم درد نداشت

منتظرم بقیه بچه هامم به دنیا بیان

******************

سیاسی میاسی نمیذارم فعلا

اگه حق با این حاجیه باشه که مثل قبل میشم منقد جمهوری اسلامی

اگر حق با این حاجیه نباشه که مجددا میشم اپوزیسیون داخل نشین

همه چیز به احادیث بستگی داره

سعی کنید موفق باشید

دلتون خواست برای موفقیت منم دعا کنید

من کارم از سعی گذشته دعا لازمم :-D

یاعلی

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
نیما